******************************
شعر محمدعلی مردانی
بزرگ مظهر یکتا، جواد آل محمد(ص)
ولی حی توانا، جواد آل محمد(ص)
سلیل سید بطحا جواد آل محمد (ص)
کلید هر چه معمّا، جواد آل محمد(ص)
شهید کینه ی اعدا جواد آل محمد (ص)
عزیز موسی جعفر، نهم وصی پیمبر
دلیل و هادی انسان، ولی خالق داور
نهال باغ رضا، نور چشم ساقی کوثر
شفیع امّت خیر البشر به عرصه ی محشر
امیر ملک توّلا، جواد آل محمد (ص)
چو پا به مجلس مأمون نهاد سید اعظم
به احتجاج بر آن فروغ دیده ی خاتم
شدند مات فقیه و حکیم و عالم اعلم
به عجز خویشتن اقرار کرد زاده ی اکثم
چو کرد لب به سخن وا جواد آل محمد (ص)
پس از ثنای خداوندگار قادر بیچون
امیر ملک سخن با کلام دلکش موزون
نمود مجلسیان را تمام واله و مفتون
گشود لب به مدیحش در آن مناظره مأمون
که هست بر همه مولا جواد آل محمد (ص)
کسی که خصم به امر ولایتش کند اقرار
چراغ راه هدایت وصی احمد مختار
مغیث امّت و مفتاح کنز و عالم اسرار
چشید شهد شهادت سپرده ره سوی دلدار
سرور سینه ی زهرا جواد آل محمد (ص)
کسی که هست فلک بنده ی علوّ مقامش
مهی که زیور مهر و مه است پرتو نامش
فغان که همسر غدّار شوم زشت مرامش
به جای شهد محبت شرنگ ریخت به کامش
شهید کینه ی اعدا جواد آل محمد (ص)
دریغ و درد که در مطلع بهار جوانی
نهال عمر وی افسرد از سموم خزانی
به سوگ آن گهر بحر علم و کنز معانی
نشسته عالم و مردانی اش به مرثیه خوانی
که دیده بست ز دنیا جواد آل محمد (ص)
****************************
عباس عنقا
ای وجودت حیاتبخش وجود
سائل درگهت کرامت و جود
مظهر کامل امام رضا
آفتاب دل امام رضا
قبلة حاجت همه، حرمت
دشمن و دوست سائل کرمت
ماه، آیینهدار طلعت تو
رخ شمسالشموس صورت تو
آیة هشت سورة نوری
به جوادالائمه مشهوری
خلف پاک مرتضایی تو
کوثر حضرت رضایی تو
ملک و جن و انس مهمانت
دو جهانی نشسته بر خوانت
کاظمینت درون سینة ما است
نجف و مکّه و مدینة ما است
تو جوادی و ما گدای توئیم
هر چه هستیم خاک پای توئیم
لطف تو، عجز ما، بود معلوم
هر دو هستیم لازم و ملزوم
کرم و جود تا ادا گردد
هر جوادی پی گدا گردد
من اگر در گدائیم کاهل
تو به جود و کرامتی کامل
تو محمد ، علی است ابن و ابت
کنیه ابن الرضا ، تقی لقبت
تو گلی و وجود گلخانه
ای به ریحانه روح و ریحانه
رنگ رخسار مرتضی داری
نقش گلبوسة رضا داری
پدرت گفت نازنین پسرم
ای فدای تو مادر و پدرم
پدران تو برترین پدران
پسران تو بهترین پسران
یم جود و فتوّت اید همه
اهلبیت نبوّت اید همه
دلتان بحر بی کرانة علم
کیست غیر از شما خزانة علم؟
معدن خیر و مظهر خیرید
اول خیر و آخر خیرید
ابر باریده با ولای شما
خلق خلقت بود برای شما
همگی بابهای ایمانید
امنای خدای رحمانید
تا صف حشر اصل هر کرمید
رکن ارکان و قادَةُ الاُمَم اید
علمها قطره و تو دریایی
عالمی بنده و تو مولایی
دو جهان ذرّه و تو خورشیدی
که به قلب همه درخشیدی
پیش علم تو علم عالم چیست؟
در حضور تو پور اکثم کیست؟
تو به بزم سخن تکلم کن
تو به روی رضا تبسم کن
نفس حلم زنده از سخنت
بوسة علم بر لب و دهنت
یک کلام تو صد سپهر کمال
یک سؤال تو سی هزار سؤال
تو دهی، ای کرم گدای درت
حِرز مادر، به قاتل پدرت
ای خجل گشته دشمن از کرمت
ای مسیحا نیازمند دمت
تو که در هر دلی حرم داری
تو که با دشمنت کرم داری
تو که بر خشم خصم میخندی
به روی دوست در نمیبندی
اَنت بابُ المراد ادرکنی
یا امام جواد ادرکنی
سیّدی میثم ام قبولم کن
خاک ذریّة رسولم کن
******************************
شادی کل عباد است عباد است عباد
فتح ابواب مراد است مراد است مراد
شادی و شور، جهاد است جهاد است جهاد
عید میلاد جواد است جواد است جواد
مظهر عفو رحیم است رحیم است رحیم
که کریم ابن کریم است کریم است کریم
حبّذا شمس ولایت قمرت بخشیدند
بصر نوری و نور بصرت بخشیدند
قرص خورشید به وقت سحرت بخشیدند
خود جوادی و جواد دگرت بخشیدند
گشته از فیض گلت بیت ولایت گلشن
دیدهات باد به دیدار محمد روشن
این پسر مظهر حسن احد دادگر است
این پسر خلق زمین را و زمان را پدر است
این پسر همچو پدر بضعة خیرالبشر است
این پسر از همه خوبان جهان خوبتر است
این پسر هستِ رضا هستِ رضا هستِ رضاست
همچو قرآنِ محمد به سر دستِ رضاست
این جواد است که جود آمده جود از کرمش
خواهد ار جود کند ظرف وجود است کمش
جود آرد همه شب سجده به خاک قدمش
ماه و خورشید بود گرم طواف حرمش
هر طرف روی کند باز مه محفل ماست
حرمش کعبه جانها به حجاز دل ماست
حامد خالق و دردانة محمود است این
به جمال ازلی شاهد و مشهود است این
کنز مخفی ابد را در مقصود است این
گوهر هشت سپهر کرم و جود است این
صاحبان کرم و جود جوادش گویند
کعبة اهل دل و باب مرادش گویند
ای به هر لحظه دو صد جان و سرم قربانت
نیست چیزیم که گویم، هنرم قربانت
جان چه قابل که ز جان خوبترم قربانت
پدرت گفت که جان پدرم قربانت
تو به تن روح و به سر شور و به دل آرامی
رضوی روی، علی خوی و محمد نامی
کل هستی چو کف دست به پیش نظرت
دو مطیعند و غلامند، قضا و قدرت
هر کجا پای نهی علم بود پشت سرت
پور اکثم زده زانوی تلمّذ به برت
به خدایی که تو را داده چنین جاه و مقام
تو ولی نعمت مایی و امام ابن امام
پور هارون ستمگر چو مقام تو شناخت
رنگ از چهره، قرار از دل و هوش از سر باخت
آتشی بود که در شعلة نور تو گداخت
گوئیا قلب ورا نطق تو از کار انداخت
خبری تازه ز اسرار الهی گفتی
از هوا و مه و ابر و یم و ماهی گفتی
ای وجود تو همه شاهد یکتایی تو
قلم صنع کند فخر به زیبایی تو
ماه حیرت زدة حسن تماشایی تو
زنده هر مرده دل از فیض مسیحایی تو
رضوی ماه رضا جلوة تو در دل ماست
دست ما خالی و جود تو همه حاصل ماست
کیست تا چون تو به یک قطره دو دریا بدهد
به گدا بیشتر از ثروت دنیا بدهد
با کلامش همه را شهد مصفا بدهد
حرز مادر را بر قاتل بابا بدهد
ای هماره کرم و جود و عطا زندة تو
جود کن جود که جود است برازندة تو
من کیم خاک گدایان سر کوی توام
خالی ام از همه و پر ز هیاهوی توام
تشنهام تشنه ولی تشنه لب جوی توام
میثم بی سر و پایم که ثنا گوی توام
گر چه قابل نبود دم زدنم وقف شماست
قلم و طبع و زبان و سخنم وقف شماست
***************************
زاده آزاده رضا (ع)
کوبم در سراى جوادالائمه را
تا بشنوم صداى جوادالائمه را
سربر نگیرم ازدر دولتسراى او
بس دیده ام سخاى جوادالائمه را
دلداده ام به زاده آزاده رضا
دارم به سر هواى جوادالائمه را
تا زنده ام به دولت حب على و آل
دارم به لب ثناى جوادالائمه را
حاشا اگر به قیمت هستى دهم زکف
سرمایه ولاى جواد الائمه را
نشناخت آنکسى که مقام ولایتش
نشناخته خداى جوادالائمه را
ماه رجب که کرده مصفا جهان حسن
دارد بخود صفاى جوادالائمه را
گاه طلوع صبح دهم زین مه آفتاب
بوسیده خاک پاى جوادالائمه را
روزیکه نیست غیر عمل دستگیر خلق
دل بسته ام عطاى جوادالائمه را
دارم (امید) اینکه ز اخلاص بندگى
حاصل کنم رضاى جوادالائمه را
******************************
مژده ای یاران نگار آمد نگار آمد نگار
بر تن هستی قرار آمد قرار آمد قرار
غنچه ی زهرا به بار آمد به بار آمد به بار
عالم از یک گل بهار آمد بهار آمد بهار آمد بهار
جان به شوق او نثار آمد نثار آمد نثار
لیل رفت اینک نهار آمد نهار آمد نهار
دامن ریحانه ات گردیده گلشن یا رضا
خانه ی تو، قلب تو، چشم تو، روشن یا رضا
*****
ای رضائیون رخ ابن الرضا را بنگرید
رکن ایمان، حصن دین، کهف تُقی را بنگرید
چارده مرآت حسن کبریا را بنگرید
هیبت و قدر و جلال مرتضی را بنگرید
بر سر دست رضا حُسن خدا را بنگرید
طلعت قرآن جمال مصطفی را بنگرید
قبله ی اهل ولا باب المراد است این پسر
جود با لبخند می گوید جواد است این پسر
*****
ای عروس فاطمه خیرالانام آورده ای
عاشر ماه رجب ماه تمام آورده ای
عرشیان را آفتابی مستدام آورده ای
فرشیان را رهبری گردون مقام آورده ای
نوریان را در همه عالم امام آورده ای
ناریان را آیت برداً سلام آورده ای
جان جان عالم است این بر سر دوشش بگیر
ای عروس موسی جعفر در آغوشش بگیر
*****
آسمان گوید که این خورشید تابان من است
عرش می بالد که این ماه فروزان من است
عدل می نازد که این مولود، میزان من است
وحی می خندد که این پاکیزه تن، جان من است
مادرش ریحانه می گوید که ریحان من است
در بغل او را رضا گیرد که قرآن من است
بشنوید از حضرت جبریل با صوت جلی
کوثر دوم مبارک باد بر آل علی
*****
ای وجود جود از جود وجودت یا جواد
دوستان و دشمنان مرهون جودت یا جواد
حضرت معبود مشتاق سجودت یا جواد
لوح دل آئینه ی غیب و شهودت یا جواد
مدح تو گفته خداوند ودودت یا جواد
ای ز وهم خلق، بالاتر حدودت یا جواد
تا ابد ظرف وجود از جود و احسان تو پُر
هم تو دُرّ هشت دریایی و هم بحر سه دُر
*****
نوح دل یوسف لقا موسی کلام عیسی دمی
بحر ایمان را گهر دُرهای رحمت را یمی
هم کتاب ا... ناطق هم خطاب محکمی
در محیط علم سکّاندار کلّ عالمی
در سنین خرد سالی پیر پور اکثمی
از تمام انبیا غیر از محمد اعلمی
در جواب یک سئوال آری هزاران مسئله
افکنی بر گردن صد پور اکثم سلسله
*****
آبرو بخشان عالم آبرومند توأند
در سنین کودکی افلاک پابند توأند
جود و احسان، علم و تقوا چار فرزند توأند
صد چو لقمان مستمند حکمت و پند توأند
باد و بارن، ابر و دریا بی قرارت می شود
در شکار ماهیی مأمون شکارت می شود
*****
ای بلندای زمان مرهون عمر کوتهت
اختران پروانه ی روی نکوتر از مهت
تن، نه بلکه جان ارباب کرم خاک رهت
عرش و فرش و آسمانها و زمین دانشگهت
علم ما کان و یکون سطری به قلب آگهت
در کتاب آسمانی خوانده حق وجه اللّهت
می درخشد تا قیامت کوکب اقبال تو
شوکت عباسیان چون مور شد پامال تو
*****
دست تو وقت کرم کار خدایی می کند
چشم تو از عالمی مشکل گشایی می کند
خُلق تو حتی ز دشمن دلربایی می کند
مهر تو در مُلک دل فرمانروایی می کند
ذات حق در طلعت تو خود نمایی می کند
عالم خلقت سر کویت گدایی می کند
با تو دارم عرض حاجت از تو می خواهم مراد
یا جواد ابن جواد ابن جواد ابن جواد
*****
ای تو شمع و عالمت پروانه یا ابن الرضا
ای رضا را نازنین دردانه یا ابن الرضا
دامن ریحانه را ریحانه یا ابن الرضا
جود، پیش جود تو افسانه یا ابن الرضا
من گدایم بر در این خانه یا ابن الرضا
آشنایم، نیستم بیگانه یا ابن الرضا
تو مرا سر مست از جام ولایت می کنی
تو به مأمون حرز مادر را عنایت می کنی
*****
کیستم من سائل کوی تو یا ابن الرضا
روز و شب گرم هیاهوی تو یا ابن الرضا
مدح خوان تو، ثنا گوی تو یا ابن الرضا
تشنه کامی بر لب جوی تو یا ابن الرضا
من گدا، جود و کرم خوی تو یا ابن الرضا
دست دل آورده ام سوی تو یا ابن الرضا
ای هماره لطف و احسان و کرامت کارتان
کیست «میثم» خاک راه میثم تمّارتان
************************
مرضیه عاطفی
امشب دلم لبریز احساسی جدید است
آقا غلامت در دو عالم روسفید است
ذکر قنوتم «یا جواد ٱلاجودین» شد
دادی مرادم را اگر این دل مرید است
انداختم حرز تو را بر گردن خود
عشق تو در نزدیکی ِ حبلُ ٱلورید است
نقش نگینت بود "نِعمَ ٱلقادرَٱللّه"
این افتخار ِ سنگ زیبای حدید است
دستان پر مهرت مرا محتاج کرده
با دست خالی رد کنی؟! از تو بعید است
ذریّهٔ دردانهٔ سلطان طوسی
گفتیم در وصفت: شهید إبن شهید است
باب ٱلجواد مشهدم را دوست دارم
آنجا برای قفل حاجاتم کلید است
مولای گندمگون؛ نقاب از چهره بردار
نه! برنداری! چشم بعضی ها پلید است
از علم بی حدّ تو مأمون غرق حیرت
در محضرت علّامه از خود ناامید است
جانم فدای جای جای کاظمینت
نذر تو چندین آیه قرآن مجید است-
یاسین و ٱلرحمن و حمد و قل هوَ ٱللّه
می آیم و هنگامهٔ وعده وعید است
إذن از تو میخواهم مدد از مادر تو
پابوسی ات وٱلله که عید سعید است
خادم فراوان داری اما چند سالی ست
ذکر لبم؛ -ایکاش ما را می خرید- است
تفسیر حُسن عاقبت یعنی همین که؛
پایینِ پایت مرقد شیخ مفید است!
**************************