نوحه شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها-31

خرید بک لینک

نوحه شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها-31

*******************

داردنشانه از حرم بی نشانه ات
تشییع مخفیانه و دفن شبانه ات

باب تو باب وحی و در رحمتخداست
چون شد که قتلگاه تو شد باب خانه ات

واویلا از غم زهرا
در پیش چشم فاتح بدر و احدزدند
گه با غلاف تیغ و گهی تازیانه ات

حق داشتی خمیده شوی چونهلال ماه
ای کوه غصه های علی روی شانه ات

واویلا از غم زهرا
واویلا از دل حیدر واویلا از دل زینب

صد بار جان فشاندی و دریاری علی
دیدند باز جانب مسجد، روانه ات

ای حامی علی که گمان داشتشوهرت
با دست خویش دفن کند مخفیانه ات

نه در اُحد، نه در دل صحرا،نه در بقیع
حتی تو حق گریه نداری به خانه ات

واویلا از غم زهرا
از خیمه های سوخته ی کربلاگذشت
آن آتشی که شعله گرفت درب خانه ات

وقتی که دست خصم به رویتبلند شد
افتاد لرزه بر بدن طفلان نازدانه ات

"
میثم" سراغ قبر تو رامیگرفت و دید
در قلب او بود حرم بی نشانه ات

-هر کس سراغ قبر تو را میگرفت و دید
در قلب شیعه هست حرم بی نشانه ات -

واویلا از غم زهرا
واویلا از دل حیدر واویلا از دل زینب

غلامرضاسازگار

*******************

مظلومهبیمارم / شمع شب تارم
تا آخر عمرم / بر تو عزادارم

تمام هستم رفت / زهرا زدستم رفت -2 -
زار و حزین گشتم/ خانه نشینگشتم
رکنم ز دستم رفت / نقش زمین گشتم

تمام هستم رفت / زهرا زدستم رفت
ای بیت بی زهرا / با منبسوز امشب
تو ماندی و غربت/ من ماندم و زینب

تمام هستم رفت / زهرا زدستم رفت
زهرا ز پا افتاده / من بستهشد دستم
از خجلت زینب / چشمان خود بستم

تمام هستم رفت / زهرا زدستم رفت
قاتل که زهرا را / نزد حسنمی زد
بالله قسم اول بر قلب من می زد

تمام هستم رفت / زهرا زدستم رفت
در خانه و مسجد / با منبسوز ای دل
از گریه ی زینب / از خنده ی قاتل

تمام هستم رفت / زهرا زدستم رفت
حق من و حق / زهرا اداگردید
تا با غلاف تیغ / از من جدا گردید

تمام هستم رفت / زهرا زدستم رفت
غلامرضا سازگار

****************

لحظهآخر است/ گریه کن یا علی
تا نرفتی ز دست/ گریه کن یا علی

ای غریب وطن / گریه کن بهرمن -2 -
بر جوانی من / گریه کن یاعلی
بر حسین و حسن / گریه کن یا علی

ای غریب وطن / گریه کن بهرمن
این سکوتت به جان / آتشم میزند
گریه کن تا به دل / عقده ات بشکند

ای غریب وطن / گریه کن بهرمن
آه من بر جگر / بغض تو درگلو
من نگفتم به تو / تو به زهرا بگو

ای غریب وطن / گریه کن بهرمن
لحظه آخره / عمر زهرای توست
سوی جنت روان / یار تنهای توست

ای غریب وطن / گریه کن بهرمن
دشمنان خدا / متحد آمدند
پیش چشمان تو / همسرت را زدند

ای غریب وطن / گریه کن بهرمن
آتشت بر جگر / ناله ات تاخداست
پس چرا یا علی / گریه ات بی صداست

ای غریب وطن / گریه کن بهرمن
غلامرضا سازگار

*********************

حرمنداری کجا برات گریه کنم؟!
روی کدومخاک یه شاخه گل هدیه کنم؟!
نفسنفسهام شده عذاب همنفسم
برایزینب واسه حسن دلواپسم
تنها جوابِ سلام حیدر خاموشه
دارهحسینم لباس ماتم میپوشه
غریبونهاز خونه دارم می بَرمت
می سوزهقلبم تاابد ازدرد وغمت
کوثرحیدر نیلوفری ُّ وپرپری
خوشیروزهرا ازخونه داری می بری
زانویغصِّه میگیرم امشب توبغل
تاصبح میگمبا حسین وزینبالعجل
مزدعزاوُ اشکای این فاطمیِّا
باشهایشالله دیدن شیشگوشِ آقا
حرم نداری
*********************

ایمادر زیبایی زهرای من
گر بروی می میرم از تنهاییزهرای من
ای گل ز بلبل جان او بیعانهداری
رفته زیادت شمع من پروانهداری
بال شکسته خوب نیست بهرپریدن
از این گذشته جوجه اندرلانه داری
*

بینالتماس این مرد مظلوم مرو
محسن که رفته تو دیگه خانممرو
گر سیری از من رحمی نما برزینبت
تو رو به اشک این طفل معصوممرو
مرو تا خجل زپیغمبر نشم
مرو تا دوباره بی سپر نشم
اینقدر زل نزن به گهواره یمحسن
خدا خواست دوباره من پدرنشم
گر حرمتت شکسته،شیرازه اتشکسته،شرمنده ام
بذار به پای اون دو دستبسته،شرمنده ام
حرف و حدیث رفتنت شدت گرفته
هنوز نرفتی خونه رو غربتگرفته
صدات بریده بریده است میدونم از چیست
نمی دونم حسن چرا لکنتگرفته
تو شادی هامون جایی برا غمنبود
اون روزا که علی نامحرمنبود
همون روزا که فاصله ی پلکتو
برای دیدنم اینقدر کم نبود
چی شده چرا نمی گی به علی
جوابا کوتاه یا خیر یا بلی
اون روزا منتظرم بودی بیام
این روزا فقط به فکر عجلی

*********************

هستیمو میدم برات مادر مادر مادر مادر
زندگیِّ منفدات مادر مادر مادر مادر
پهنههنوزم میونخونه بستر مادری که رفته
دارممیسوزم که غصِّه هاشو حتّی به شوهرش نگفته
چشمایدختر ابربهاره
ازغممادر داره میباره
قطره قطره روقبرت ازچشام می پاشم
ذرِّهذرِّه ازغمت آب میشه داداشم
خونهصفانداره مادر مادر مادر مادر
خون رو در ودیواره مادر مادرمادر مادر
هستی مو میدمبرات مادر مادر مادر مادر
زندگیِّ منفدات مادرمادر مادر مادر
دلمدینه تنگه برای ِ شمیم وعطرِ یاس نیلی
مونده توسینه عقده ی روزی که توی کوچه خوردی سیلی
چادرخاکی روسرمادر
شد آبپاکی اشک برادر
چیزیبرادر نگفته ازاون روزا امّا
برایدختر خاک چادرحلِّ معمّا
چادر و روینیلی مادر مادر مادرمادر
روضه ی ضربسیلی مادر مادر مادر مادر
هستی مو میدمبرات مادر مادر مادر مادر
زندگیِّ منفدات مادر مادر مادر مادر
هیزمآوردن اهلسقیفه درخونه توی آتیش سوخت
یادمنمیره که ضرب کینه سینه روبه میخ دری دوخت
یادمنمیره تونمازشب
می خواستبمیره مادرزینب
آیهآیه شدکوثرقرآن حیدر
پارهپاره ازطعنه ها شدقلب مادر
حرم نداریچرا؟! مادر مادرمادر مادر
مادرکربوبلا مادر مادر مادر مادر
هستی مو میدمبرات مادر مادر مادر مادر
زندگیِّ منفدات مادر مادر مادر مادر
**

ذکریازهرا توفاطمیِّه جواز بین الحرمینه
خدامیدونه مادرسادات عاشق ذکر یاحسینه
مادرارباب به قلب بی تاب
میده براتِ شیش گوش وسرداب
واژهواژه میخونم ازلعن امیِّه
تیکِّهتیکِّه وجود من نذررقیِّه
پرکن پیاله یما ارباب ارباب ارباب ارباب
حقِّ سه سالهآقا ارباب ارباب ارباب ارباب
بده به سینهزنت ارباب ارباب ارباب ارباب
برات کربوبلا ارباب ارباب اربابارباب
*********************

برروی بستر غمگین و مضطر
غرقه به خون و لاله گونافتاده مادر
همسرحیدر دخت پیمبر
پژمرده و پریشونه چو یاسپرپر
دلش پر از غم ودرد از مردم مدینه
از بی وفاییشهر میکشه آه ز سینه
می سوزه همچو شمعو غریبونه میشه آب
بی صبر و بیشکیبه بی طاقت است و بی تاب
واویلتا واویلا
******

رنگشپریده بی حال و زاره
از درد پهلو وای من دل بیقراره
از دردسینه خیلی غمینه
اون دست مجروحش رو ، روپهلوش می زاره
خواب و خوراکنداره بارون اشک چشاشه
عجل وفاتی هردم زمزمه ی لباشه
دست به کمر میگیره آروم آروم میره راه
از عمق سینهمادر میکشهناله و آه
واویلتا واویلا
مجتبی دسترنج
*********************

باهر نفس که اومد/ از سینه ی شکسته
یادم اومد دوباره / تو بیندر و دیوار / من دست بسته
پیش چشمم کبودِ روی تو پیدا
بین دشمن تو موندی و منِتنها
بین کوچه حرامیان به تماشا"واویلا"
یاعَلی شَمَت بیعَدوّی و الأحزان قَصَدوا لِقَتلی
إنکَدَر وَاللهِ دَهری"وا علیا"
إبک لی وَابکِ لِلیتامی 3
********
این روز آخری رو/ لااقل زمن نگیر رو
با زخم روی بازوت/ خونه روکردی جارو/ تو دست به پهلو
صدای سرفت با گریه می رسهبرگوش
زخم سینت رو کرده ای توفراموش
نمی خوای که جلو زینب بریاز هوش؟! "واویلا"
یاعَلی تَنَغَصَعَیشی فِی البَلاء إنقَطَعَ ظَهری
علیکَ صَبرُ فِی العَزایی"وا علیا"
إبک لی وابکِ لِلیتامی 3
***

چشمات رو آروم آروم/ می خوای به روم ببندی
وقتی دیدم که بانو / به تابوتت می خندی/ یعنی دل کندی
تو میری و بعد، خوشی برام نمی مونه
بعد تو این، حسینه تشنه می مونه
یادگاریت، لباسی کهنه می مونه "واویلا"
یا حُسَین یا قَدیمَالإحسان بُنَیَّ ذَبَحوکَ عَطشان
بُنَیَّ طَرَحوکَ عُریان -واحُسَینا -
إبک لی فَابکِ لِلیتامی 3
محسن حنیفی
*********************
اشعار عید ولایت و اخوت - 13...

ما را در سایت اشعار عید ولایت و اخوت - 13 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 135 تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 7:38

صفحه بندی