نوحه شهادت امام موسی کاظم علیه السلام
*********************
قاسم نعمتی
پریشان و بى پناهم ، شده زندان قتلگاهم
خدایا خسته شدم من ، اجابت کن سوز و آهم
چه گویم ، از این بى حرمتى ها
قسم بر ، پریشانى زهرا
از اینجا ، خلاصم کن خدایا
رسیده جانم از غصه بر لب
شده روزم تیره همچنان شب
دعایم گردیده هر خلصنى یا رب
واویلا ، غریبم من خدایا
******
من و زخم تازیانه ، شکنجه هاى شبانه
دگر جا واکرده زنجیر ، به روى پهلو وشانه
بخوانم ، دعا با دسته بسته
زبسکه ، نمازم را شکسته
مسیر ، نفس در سینه بسته
دگر تا خورده این ساق پایم
نمى آید بالا این صدایم
ز بسکه در زندان کرده با پا جا به جایم
واویلا ، غریبم من خدایا
******
به روى یک تخته پاره ، شدم چیده چون ستاره
به هم ریزد استخوانم ، نه با ضربه با اشاره
اگر شد ، پر از خون پیکر من
نگشته ، جدا از تن سر من
نرفته ، اسیرى دختر من
سلام من بر آن سر بریده
که با چشم خوداز نیزه دیده
چگونه دختر شد در خرابه قد خمیده
واویلا ، غریبم من خدایا
دریافت سبک
*******************************
ابوالفضل آلوئیان
عمری کنج این زندونم
با هر چی غمه هم خونم
خسته ام از تموم دنیا
خلصنی خدا میخونم
(ای وای)3
پروانهِ ، اسیر قفسم
از کینه ها ، بریده نفسم
آخ ای رضا ، کجایی که بی کَسم
بابا تنهاس ، کجایی ای پسرم
وقت رفتن رسید و چشم به درم
ای وای ، ای وای
امون از این غربت
******
افتادم میون این چال
جسمم شد نحیف و بی حال
یاد روضه های گودال
(ای وای)3
اینجا درست ، یه گودیِ بلاست
اما کجا ، مثه کرببلاست؟
اینجا کجا ، یه سری رو نیزه هاست؟
غربت گریونِ روضه های حسین
عالم خاک صحن و سرای حسین
ای وای ، ای وای
امون از این غربت
دریافت سبک
******************************
ابوالفضل آلوئیان
زمینه
غریب و تنها به کنج زندون
شدم دیگه از عالمی دلخون
باز شده روزم باتازیونه
بیا رضا رضا جان دارم میدم جون
غریب و بی کسم بیا
مثل ابر بهار میبارم
غریب و بی کسم بیا
سر به دیوار غم میزارم
آه ، به روی لبم خلصنی یارب
آه ، بیا راحتم کن خدا امشب
(وای ، امون)3 ، از این غریبی
******
نده عذابم تورو خدا قسم
از تازیونت بریده نفسم
کاهیده شد پیکرم نمی بینی
یه شمع آب شده اسیر قفسم
چسپیده شد به پیکرم
غل و زنجیر های اسارت
ولی به یادشامم و
یاد زینب و غم جسارت
آه ، اسیری من کجا و زینب
آه ، یه شام پر از بلا و زینب
(وای ، امون)3 ، از این غریبی
دریافت سبک
*****************************
محمد زنجانی
واحد
سلام ای عزیز دل عالمین
سلام ای امیر و شه کاظمین
شدی روضه خوان عزای حسین
تویی نور عین
میان زندان دو چشمت بر در
به روی لبهایت نوای مادر
من با دعای تو ، هستم گدای تو
ای شاه کاظمین ، جانم فدای تو
باب الحوائج
******
امان از غم جانگدازت امان
ز زخم زبانهای آن بد دهان
کند گریه بر تو زنی قد کمان
همان بی نشان
تنت بر روی دری افتاده
غمت بر دلها آتشی بنهاده
زندانی بلا ، بانی روضه ها
ای فاطمی نشان ، مولا ابا الرضا
باب الحوائج
******
دوباره دلم نینوایی شده
هوایی گنبد طلایی شده
توی این شبا کربلایی شده
هوایی شده
یه عمره قلبم برات محزونه
شب جمعه زهرا حرم مهمونه
با بال گریه ام ، در بین روضه ها
پرواز میکنم ، تا شهر کربلا
ارباب من حسین
دریافت سبک
****************************
حسین نوری
زمینه
دلم زاره دلم زاره دلم زاره
تو سینم یه عالم غصه تلمباره
تو زندونم و روز و شب من تاره
به زحمت به سختی
نمازام و میخونم تو قل و زنجیر
همش یک یهودی
منو میزنه با ناسزا وتحقیر
به زیر شکنجش
بلنده صدای ناله های شبگیر
عذابم میده سندی بی سر و پا
منو میزنه بالگد بی مهابا
خدایا خدایا خدایا
می لرزه صدام شب آخره
دم مردنم دلم مضطره
من غریبم غریبم غریبم
******
تموم تنم از پا تا سرم زخمه
از این تازیونه بال و پرم زخمه
شکسته ساق پا و پیکرم زخمه
میبینم که هارون
تو زندون یه زن رقاصه میاره
به این سن رسیدم
هنوزم پی اذیت پی آزاره
یه پیرمرد مجروح
تو زندون بلا عمری گرفتاره
سرم رو روی خاک زندون میزارم
تو سینم یه عالم غم و غصه دارم
سوی مادرم رهسپام
شده حاجتم تو این لحظه ها
رضاجان من کنارم بیا
من غریبم غریبم غریبم
******
تو این لحظه ی آخر پریشون حالم
بلنده صدای آه و غم ونالم
آخه روضه خون روضه ی گودالم
به یادم می افته
غریب گیرش آوردن گل زهرا رو
به یادم می افته
شه تشنه لب و خنده ی اغیارو
به یادم می افته
تازوندن رو بدن ها همه اسبا رو
همه غصه و سوز و دردم همینه
که عمه سری رو به نیزه میبینه
یه عمره دل من حزینه
سری روی نی تنی برزمین
میگه فاطمه به صوت حزین
آه بنی بنی بنی
دریافت سبک
**********************
اشعار عید ولایت و اخوت - 13...
ما را در سایت اشعار عید ولایت و اخوت - 13 دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 126 تاريخ: دوشنبه 4 ارديبهشت 1396 ساعت: 2:01